شيخ حسين انصاريان

73

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

اى كه قباى سلطنت بر قد توست در جهان * سكه به نام خود بزن خطبه به نام خود بخوان ملك تن و روان تويى تاج سر كيان تويى * خسرو خسروان تويى افسر و افسر كيان جان جهان وجود تو بحر خجل ز جود تو * در نفس حسود تو تفته آتش دخان شاه جهان جلال دين صاحب افسر و نگين * در خور ملك مصر و چين خسرو عادل جهان شاه شجاع تاجور قبله نصرت و ظفر * كرده به سوى او نظر دولت و بخت هر زمان فرق عدو شكافتى پنجهء خصم تافتى * همچو مسيح يافتى دولت و عمر جاودان تيغ تو هم چو لاله شد اشك عدو چو ژاله شد * زان كه به تو حواله شد نصرت صاحب الزمان حصن جلال تو حصين پهلوى ملك تو ثمين * خاتم جم تو را نگين تخت كيان تو را مكان در هر بيت اين قصيده دقت كنيد ، سراسر دروغ و چاپلوسى و تملّق است و كلمه‌اى از اين مدح ، زيبندهء آن شاه ممدوح نيست ، مطالب قصيده سراسر بوى شرك و كفر و نفاق دارد و گاهى مسائلى در آن است كه تنها در خور حضرت حقّ است و بس .